موضوع بررسی حیات سیاسی - اجتماعی زنان ایران (از دوران مشروطه تا پهلوی)


بسمه تعالی
موضوع
بررسی حیات سیاسی - اجتماعی زنان ایران
(از دوران مشروطه تا پهلوی)
استاد:
رشته تحصیلی: جامعه شناسی
دوره کارشناسی ارشد – دانشگاه علوم تحقیقات تهران
نیمسال اول سال تحصیلی 94 - 93
بی تردید دوره رضاشاه پهلوی یکی از مهم ترین و تأثیرگذار ترین مقاطع بر حیات زنان ایران است. در این دوره دگرگونی عمیقی در وضعیت زنان ایجاد شد که زمینه ساز تحول تدریجی و آرام نقش و جایگاه زنان در جامعه ایرانی شد. پس از پیروزی انقلاب مشروطه، زنان که برای به بارنشستن انقلاب تلاش بسیار کرده بودند، خواهان ارتقای جایگاه خود و به دست آوردن حقوق سیاسی و اجتماعی شدند. اگر چه این خواسته زنان در قانون اساسی مشروطه نادیده گرفته شد، اما آنان برای رسیدن به آرمان ها و در جهت احقاق حقوق خود، به حرکت های خودجوشی از جمله انتشار مجله و روزنامه، تشکیل انجمن، تأسیس مدارس دخترانه و مانند آن روی آوردند. هرچند این اقدامات با مخالفت شدید بخش سنتی جامعه روبرو بود که روند کار زنان آزادی خواه را با کندی مواجه می کرد، اما این امر نتوانست زنان را که اینک به خودآگاهی رسیده بودند، به طور کامل از صحنه بیرون کند و همچون گذشته به پستوها براند. به این ترتیب زنان آرام آرام به فعالیت های اجتماعی روی آوردند. با روی کار آمدن رضاخان میرپنج در اسفند 1299، فعالیت های زنان شتاب بیشتری گرفت. نگرش رضاخان نسبت به زنان در چارچوب کلی نگرش وی و همسو با مدرنیته غربی و تجدد بود. از این رو با نگرش روحانیت و بخش سنتی جامعه مغایرت داشت.
سیر تجددطلبی که پس از کودتای 1299 آغاز شده بود، پس از تغییر سلطنت شدت بیشتری یافت.( هوشنگی: 1387) مهم ترین و عینی ترین اقدام رضاشاه در رابطه با زنان، پدیده کشف حجاب بود که موجی از واکنش های مثبت و منفی را برانگیخت. به طور کلی در رابطه با اقدامات نوسازگرایانه رضاشاه در جامعه و به ویژه در حوزه زنان، نگرش های متفاوت و حتی متناقضی وجود دارد؛ برخی اقدامات تجدد خواهانه وی در حوزه زنان را سرآغاز رهایی زن و ورود آنان به عرصه های فرهنگی و اجتماعی و در دوره های بعد، عرصه سیاسی می دانند. برخی نیز اقدام رضاشاه در زمینه کشف حجاب اجباری را در حکم بی حرمتی به زنان و رواج فساد و بی بند وباری می دانند. عده ای نیز اقدام رضاشاه در وارد کردن زنان به عرصه اجتماع را مورد ستایش قرار می دهند، اما راه نیافتن زنان به عرصه سیاسی و سرکوب آنها را نکوهش می کنند. برخی نیز از وارد کردن زنان به عرصه اجتماع هواداری کرده، اما به شدت مخالف کشف حجاب اجباری آنان هستند.
به طور کلی می توان گفت پدیده کشف حجاب در زمان خود، سبب ایجاد شکاف در بین جنبش زنان شد؛ چراکه همه زنان ترقی خواه و مردان طرفدار حقوق زنان، با اصلاح قانون خانواده و ازدواج و طلاق، حق تحصیل و آموزش دختران و حقوق سیاسی از جمله حق رأی موافق بودند، اما کشف حجاب مسئله ای نبود که اجماع کلی در مورد آن وجود داشته باشد. در بین زنان آزادی خواه آن دوره، بسیاری با کشف حجاب مخالف بودند و این سبب شکاف بین آنها و زنان طرفدار کشف حجاب می شد و فعالیت های جنبش مستقل زنان را با گسست مواجه می کرد.
به هر صورت اقدام رضاشاه به کشف حجاب زنان، پدیده ای نبود که به یکباره رخ دهد. این مسئله نه تنها از زمان روی کار آمدن رضاخان در اسفند 1299 تا 17 دی 1314 که تاریخ رسمی کشف حجاب است، با آهنگی تدریجی و گام به گام به پیش می رفت، بلکه در اصل، فکر کشف حجاب بانوان و کنار گذاشتن چادر و روبنده یا پیچه، مربوطه به رضاشاه نبود. در این زمینه حتی افرادی با اشاره به برخی اسناد از جمله خاطرات عین السلطنه بر این باورند که شخص رضاشاه در اوایل سلطنت از مخالفان برداشتن چادر و کشف حجاب بود، اما بعدها تحت تأثیر اطرافیان روشنفکر و متجدد، نظیر تیمورتاش و حکمت، به همراهی و ملازمت کشف حجاب و توسعه اعتقاد پیدا کرد.( نجم آبادی: 1386)
زمزمه های کشف حجاب و کنار گذاشتن چادر، حتی قبل از انقلاب مشروطه و توسط فرقه ای به نام بابیه،وجود داشت. معروف است که زنی به نام طاهره قره العین (نام اصلی وی فاطمه است و طاهره در واقع لقبی است که باب به وی عطا کرد) از مبلغین فرقه بابیه که معتقد به کنار گذاشتن حجاب و روابط آزاد بین مرد و زن بود، در سال 1227 ه.ش در دشت بدشت (حد فاصل شاهرود و مشهد)، در جمع پیروان باب، بدون حجاب ظاهر شد و اعلام کرد که در مذهب بابیه حجاب وجود ندارد و با ظهور باب، تکلیف از زن و مرد برداشته شده است. اگرچه قره العین به سبب تبلیغات و اقداماتی که در طرفداری از باب انجام داد، محکوم به اعدام شد، اما بدعتی که وی گذاشت، در یادها ماند.


حمایت روشنفکران و برخی شعرا از کشف حجاب پهلوی
این افکار در دوره انقلاب مشروطه رونق یافت و در همان روزها انجمن هایی توسط زنان برپا شد که خواهان آزادی زنان و راهیابی به اجتماع بودند و گهگاه از میان آنها زمزمه هایی برای حذف حجاب بلند می شد. البته آن طور که پیداست زنان در این دوره خواهان برداشته شدن روبنده بودند و کشف حجاب آن گونه که در زمان رضاشاه رخ داد، در این دوره، دست کم در سطح وسیع مطرح نبوده است. بالاخره با نخست وزیری رضاخان، این افکار قوت بیشتری یافت. طرفداران کشف حجاب شخصیت اصلاح طلب و مقتدر رضاخان را برای تحقق اهداف خود مناسب می دیدند. اما هنوز برای اقدام به کشف حجاب زود بود، زیرا ترس از واکنش مذهبی ها و سنت گرایان جامعه، مانع سرعت عمل متجددین می شد.
همانگونه که گفته شد، جریان نوسازگرا اقدام به کشف حجاب را در طی چند مرحله و به صورت تدریجی به اجرا گذاشت. این جریان به منظور آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش کشف حجاب، ابتدا شروع به تبلیغات و توجیه اذهان مردم کرد. مطبوعات و نشریات هر از گاهی به درج مطالبی در رابطه با معایب حجاب می پرداختند. برای نمونه در سال 1306 ه.ش در نشریه حبل المتین، دلایلی برای الزامی بودن رفع حجاب درج شد که واکنش هایی را در پی داشت.
از نخستین گام ها، اقدام به تغییر لباس و کلاه مردان بود. در 6 دی ماه 1307، قانون لباس یکسان شامل کت و شلوار اروپایی و کلاه لبه دار موسوم به کلاه پهلوی برای همه اقشار مردم در مجلس هفتم به تصویب رسید و به اجرا درآمد. متخلفین از این قانون با جریمه های نقدی سنگینی مجازات می شدند.
در پی این اقدام که سر و صدای زیادی برانگیخت، رضاشاه در سال 1309 دستور آزادی ورود کلاه های اروپایی زنانه به داخل ایران را صادر کرد. وی با این اقدام یک گام به تغییر لباس بانوان نزدیک تر شد. در این سال ها مهدی قلی خان هدایت(مخبرالسلطنه) نخست وزیر رضاشاه بود. وی در مجموع از متجددین محسوب نمی شد و وجود وی به روند نوسازگرایانه رضاشاه کمک شایانی نمی کرد. از این رو در سال 1312، مخبرالسلطنه کنار گذاشته شد و محمدعلی فروغی به جای وی نشست. روی کار آمدن فروغی تجددخواه، سیاست های نوسازگرایانه و تجددمآبانه را شدت بخشید. یکی از اقدامات تأثیرگذار فروغی در این راستا، تشویق رضاشاه به سفر به ترکیه در خرداد 1313 ه.ش بود. ترکیه که در این سال ها تحت رهبری مصطفی کمال معروف به آتاتورک، چهره جدیدی یافته بود، بهترین مکان برای مسافرت رضاشاه بود. آتاتورک که به سرعت با الگوبرداری از غرب در پی نوسازی کشور بود، بانوان را تشویق به کنار گذاشتن حجاب کرده و آنان را به عرصه اجتماعی کشانده بود. اقامت چهل روزه رضاشاه در ترکیه، وی را مجذوب سیاست های اصلاح طلبانه آتاتورک در تمامی زمینه ها و از جمله در حوزه زنان کرد. به طوری که پس از بازگشت به ایران درصدد الگوبرداری از اقدامات متجددانه وی برآمد. البته چنین نبود که اصلاحات رضاشاه یکسره در تقلید از آتاتورک باشد، بلکه رضاشاه برنامه های اصلاحی خویش را از مدت ها قبل در سر می پروراند. می توان گفت سفر رضاشاه به ترکیه، سبب سرعت و شدت اجرای این برنامه ها شد.
به این ترتیب پس از بازگشت رضاشاه به ایران، سیاست های تجدد مآبانه به ویژه در حوزه زنان افزایش یافت. اقدامات تبلیغاتی در قالب سخنرانی ها، جشن ها، مطالب مجلات، روزنامه ها و مانند آن، جهت زمینه سازی و آماده کردن افکار عمومی شدت گرفت؛ به گونه ای که مردم نیز نیت حکومت در کشف حجاب رسمی را می توانستند پیش بینی کنند.

گام به گام تا کشف حجاب
در بهمن 1313 در مراسم افتتاح دانشگاه تهران به دختران دستور داده شد که بدون حجاب وارد دانشگاه شوند. در فروردین 1314، جشنی در مدرسه شاپور شیراز برگزار شد و دختران بدون حجاب به اجرای مراسم ورزشی و پایکوبی در حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف و از فعالان کشف حجاب پرداختند. این مسئله اعتراض علما را به دنبال داشت و در تلگرافی به رضاشاه نارضایتی خود را اعلام نمودند، اما رضاشاه به آنها پاسخی نداد.
در 22 اردیبهشت 1314 «کانون بانوان» به دعوت علی اصغر حکمت با هدف آزادی زنان از حجاب به ریاست شمس پهلوی و هاجر تربیت تشکیل شد.(درباره این کانون در سطور آینده سخن خواهیم گفت) از دیگر اقدامات این بود که برای خو گرفتن مردم با اختلاط زن و مرد، در اوایل خرداد 1314، رضاشاه به کلیه وزرا، مدیران، رؤسا و کارمندان دولت دستور داد که هفته ای یک شب با خانم های خود در کلوپ ایران حضور یابند. همچنین در خرداد 1314، شاه از وزرایش خواست تا کلاه شاپو (کلاه بین المللی) را جایگزین کلاه پهلوی کنند.
مردم مذهبی و به خصوص علما و روحانیت، از این وضعیت ابراز نگرانی کرده و گهگاه زبان به اعتراض می گشودند، اگرچه این اعتراضات با خشونت سرکوب می شد. یکی از اعتراضات مهم، مربوط به مشهد بود. مردم و روحانیت این شهر در اعتراض به تغییر کلاه مردان و سیاست های غربی حکومت، در مسجد گوهرشاد به نشانه اعتراض بست نشستند و شعارهایی علیه حکومت سر دادند. حکومت به دلیل خودداری مأموران محلی خراسان از هتک حرمت حرم رضوی، به سرعت نیروهایی از آذربایجان برای سرکوب معترضان وارد مشهد کرد. با رسیدن نیروهای کمکی به مشهد، تحصن مردم که به قیام گوهرشاد معروف شد، به طرز خشونت باری سرکوب گردید. به دنبال این حادثه، نایب التولیه آستان قدس به دلیل سهل انگاری در سرکوب مخالفان و عدم توجیه آنها اعدام شد. همچنین محمدعلی فروغی به دلیل خویشاوندی با نایب التولیه آستان قدس از مقام نخست وزیری برکنار گردید و محمود جم به جای وی منصوب شد.( رائین: 1379)

این چادر را چطور می ‌شود از بین برد؟
نمونه دیگر از اعتراضات علما، تلگراف حاج عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم بود که نشان دهنده نگرانی وی و دیگر مذهبیون از سیاست های رژیم بود. اما حکومت پهلوی که با تمام توان سعی در مدرن کردن کشور داشت، به خواسته مذهبیون و قشرهای سنت گرای جامعه بی توجه بود؛ چراکه بر این باور بود که قشرهای سنتی در جامعه، به دلیل داشتن اعتقادات سنتی و خرافی مانعی بر سر راه پیشرفت و ترقی هستند. رضاشاه و همفکرانش که اینک حجاب چادر را مترادف با عقب ماندگی و محرومیت زنان از موقعیت های اجتماعی می دانستند، در این سال ها و پس از زمینه سازی در این راه، برای اجرای خواسته خود مصمم تر شدند. روزی رضاشاه به محمود جم که پس از فروغی به نخست وزیری رسیده بود، گفت:
«این چادر و چاقچورها را چطور می ‌شود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته. از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می‌ کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود، بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست، درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید آن را از بین برد. من مدتی است به این فکر هستم که زن ایرانی در قفس سیاه دست و پایش بسته است. بین او و مرد، یک دریا فاصله وجود دارد. باید این فاصله را از بین ببریم. مگر زن چی از مرد کمتر دارد. او هم باید پا به ‌پای مرد وارد زندگی شود. سرباز خوب، مهندس خوب و تحصیل کرده خوب باید در دامان زن پرورش پیدا کند، اگر زن امل و نفهم و محبوس باشد، چطور می‌تواند نسل خوب و شایسته پرورش دهد؟» (1362 مکی: )
بالاخره در 17 دی ماه 1314، با حضور رضاشاه و همسر و دختران بدون حجابش در مراسم فارغ التحصیلی دانشرای مقدماتی دختران، کشف حجاب صورت رسمی یافت و در تاریخ پهلوی به نام «روز آزادی بانوان» به ثبت رسید. در این مراسم رضاشاه طی نطقی خطاب به دختران گفت: «بی نهایت مسرورم که می بینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده اند. ما نباید از نظر دور بداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی آمد؛ یعنی نصف قوای عامله مملکت بیکار بود شما خواهران و دختران من حالا که وارد اجتماع شده اید بدانید وظیفه شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده نسل آتیه خواهید بود. انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید. (مکی:1362)
به هر ترتیب رضاشاه، تمایلات برخی از روشنفکران و تحصیل کردگان را که از سال ها قبل، به زعم خود در اندیشه رها ساختن زنان از حجاب بودند، جامه عمل پوشانید. اما راه و روشی که برای این کار برگزید، درچارچوب نوع و ماهیت دولت وی بود که دولتی اقتدارگرا و مطلقه محسوب می شد. دولت اقتدارگرای رضاشاه، کوشش در راه نوسازی جامعه را با آهنگی شتابان و از بالا آغاز کرد. در مورد کشف حجاب زنان، اگرچه این امر 10 سال پس از به سلطنت رسیدن وی صورت گرفت، اما در جامعه سنتی و مذهبی ایران بسیار سریع می نمود؛ به ویژه اینکه این مسئله با زور و اجبار همراه بود و حق انتخابی برای زنان قائل نبود.



فعالیت های اجتماعی زنان پس از کودتای 1299
به طور کلی تشکیل انجمن ها و کانون ها با هدف آزادی زنان، با کودتای رضاخان در سال 1299 شدت یافت. فعالیت های اجتماعی زنان در قالب مطبوعات، انجمن ها و مدارس دخترانه که در دوران انقلاب مشروطه به صورت خودجوش و مستقل، توسط زنان آزادی خواه صورت می گرفت، با روی کار آمدن رضاخان تحت حمایت و کنترل حکومت به حیات خود ادامه دادند. به همین دلیل بیشتر انجمن ها و کانون هایی که برای زنان تشکیل می شد، به سرپرستی و ریاست افراد بانفوذ حکومتی و یا به طور مستقیم توسط اعضای خانواده سلطنتی اداره می شد. نکته حائز اهمیت این است که اين جمعيت ‌ها برای کسب مشروعيت اجتماعی و حفظ حيات خود، عمده ‌ترين اهدافشان را تربيت زنان و دختران با تکيه بر شعائر اسلامی عنوان می ‌کردند.
در سال 1299، انجمن «شرکت آزمایش بانوان» در تهران توسط صدیقه دولت ‌آبادی تشکیل شد. ترویج کالاهای داخلی و ایجاد کلاس های شش کلاسه که دختران بتوانند نیمی از روز را درس بخوانند و نیمی دیگر را کار کنند، جزء مرام نامه این انجمن بود. در مرام نامه اين جمعيت، بيشترين تأکيد بر عدم وابستگی به فرهنگ بيگانه و تربيت زنان و دختران بود. این انجمن تا سال 1303 دوام یافت.( بامداد(1318
در سال 1300 و به دنبال پیروزی انقلاب کمونیستی در روسیه و گسترش تبلیغات آنان در حوزه زنان، جمعیت «پیک سعادت نسوان» با مدیریت روشنک نوع دوست و با عضویت جمیله صدیقی، سکینه شبرنگ و پری رخ نویدی کسمایی و چند تن دیگر، در رشت تأسیس شد که می‌توان آن را پیامد اولین کنگره حزب کمونیست ایران دانست که در سال 1299 ه.ش در بندر انزلی تشکیل شده بود.
یکی دیگر از مجامع مهم که در این دوران فعالیت می کرد، «جمعیت نسوان وطن خواه» به ریاست محترم اسکندری، یکی از شاهزادگان قاجار بود که در سال 1302 تأسیس شد. محترم اسکندری که از پیشتازان جنبش زنان به شمار می رفت، مجله ‌ای به نام نسوان وطن‌خواه منتشر کرد كه هدف آن طبق اساس ‌نامه،حفظ شعائر و قوانين اسلام و سعی در تهذيب و تربيت دختران اعلام شده بود. همچنین انجمن به تأسیس کلاس های اکبر برای بانوان مبادرت کرد. اما با مرگ ناگهانی و زودهنگام محترم اسکندری، جمعیت انگیزه و نیروی خود را از دست داد و انتشار مجله پایان یافت. پس از وی، مستوره افشار اداره‌ جمعيت نسوان را به عهده گرفت و با کمک فعالانی چون نورالهدی منگنه، هما محمودی، فخر عظمی ارغوان، صدیقه دولت آبادی و فخر آفاق پارسا کوشید تا راه اسکندری را ادامه دهد.( بامداد: 1347) افشار همچنین در سال 1309 ه.ش جمعيتی به نام اناثيه شير و خورشيد سرخ، تحت سرپرستی ملكه پهلوی تأسيس كرد.
از انجمن های دیگری که در سال های بعد تشکیل شدند، انجمن «بیداری زنان»، شاخه انشعاب یافته جمعیت نسوان وطن خواه بود که تفکرات مارکسیستی داشت و در قزوین اعلام موجودیت کرد. در این انجمن حجاب زنان مورد انتقاد قرار می گرفت. همچنین در تهران نیز در اواخر سال 1305 جمعیتی به نام «بیداری نسوان» تشکیل یافت که همچون دیگر انجمن های این دوره خواهان کسب حقوق اجتماعی برای زنان بود.


«کانون بانوان» علیه «کفن سیاه» به مبارزه پرداخت
از مهم ترین مجامعی که در دوره سلطنت رضاشاه تـأسیس شد، «کانون بانوان» تهران در 22 اردیبهشت 1314به ریاست شمس، دختر بزرگ رضاشاه و هاجر ترتیب بود. به اشاره رضاشاه و به دعوت علی اصغر حکمت، وزیر معارف، عده ای از زنان فرهنگی انتخاب و به محل دارالمعلمات دعوت شدند. به آنها گفته شد که مأموریت دارند تا جمعیتی تشکیل بدهند و اساسنامه آن را به نظر وزیر معارف برسانند و با حمایت دولت، پیشقدم نهضت آزادی زنان ایران باشند. این جمعیت در جلسات بعد نام «کانون بانوان» را برای خود اختیار کرد. «کانون بانوان» به دور از مداخله در امور سیاسی و مذهبی شروع به کار کرد و با ایجاد مجالس سخنرانی، نمایش ها، کلوپ های ورزشی، کتابخانه و کلاس های اکابر به توسعه فعالیت های زنان پرداخت.( فتحی: 1383)
همانند بیشتر انجمن های این دوره، «کانون بانوان» نیز نسبت به حجاب نظر مثبتی نداشت و برای رفع آن تلاش می کرد. کانون علیه «کفن سیاه»(چادر) به مبارزه پرداخت و در جلسه های خود تمام شرکت کنندگان را تشویق به حضور بدون حجاب کرد. کانون در 1937 از یک انجمن زنان به یک مرکز رفاهی و آموزشی زنان جوان و بزرگسال به ریاست صدیقه دولت آبادی تبدیل شد.) بامداد1347)
نشریات زنان
پس از نشریات پیشتازی چون «دانش»، «شکوفه» و «زبان زنان»، مجله «جهان زنان» در سال 1299 ه.ش در مشهد به مدیریت فخر آفاق پارسا انتشار یافت. این نشریه هر دو هفته یک بار منتشر می شد. موضوعات مندرج در این مجله بیشتر درباره آزادی زنان به سبک اروپایی و رفع حجاب و تساوی حقوق بود.( فتحی:1383)
از دیگر نشریات مربوط به زنان، همان گونه که پیش تر اشاره شد، مجله «جمعیت نسوان وطن خواه» بود که ارگان جمعیت به شمار می آمد. این مجله به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی خانم اسکندری در تهران از سال 1302 ه.ش منتشر می شد.( صدر هاشمی:1363)
از دیگر نشریات «نسوان‌ شرق»، به‌ مدیریت‌ مرضیه‌ ضرابی‌، در 1304 ه.ش‌ هر پانزده‌ روز یک‌ بار در انزلی‌ انتشار می ‌یافت‌. همچنین «نورافشان»، به‌ مدیریت‌ شوکت‌ سلامی‌، که‌ در 1309 ه.ش‌ در بوشهر منتشر شد، از جمله نشریات این دوره است. نشریه دیگر، مجله «دختران ایران» است که در سال 1310 ه.ش توسط زندخت شیرازی در شیراز تأسیس و در تهران چاپ و منتشر می شد. بیشتر مقالات این مجله به قلم روشنفکرانی چون کاظم زاده ایرانشهر، سعید نفیسی، صدیقه دولت آبادی و زندخت شیرازی نوشته می شد.( صدر هاشمی:1363) همچنین مجله در مقالات متعددی که بیشتر توسط صدیقه دولت آبادی نوشته می شد، مسئله تعدد زوجات را مورد انتقاد قرار می داد. افزون بر آن، مخالفت با حجاب و لزوم رفع آن در مقالات این مجله به وضوح به چشم می خورد.
از دیگر نشریات این دوره مجله «عالم نسوان» است که خود را چنین معرفی می کند: «مجله ای است اخلاقی، اجتماعی و مفید به حال خانواده ها و برای آگاهی و بیداری و مساعدت زنان در امور خانه داری و ترقی و توجه اطفال. تنها مجله خانوادگی.» (صدر هاشمی:1363)
این مجله همچون «دختران ایران» به حجاب می تاخت و آن را عامل عقب ماندگی زنان معرفی می کرد. این امر بعد از روی کار آمدن رضاشاه با جدیت و شدت بیشتری دنبال شد. در این مجله وضعیت رقت بار زنان ایران با پیشرفت زنان اروپا، ژاپن، ترکیه و مصر مقایسه می شد.
در مجموع هفت نشریه تخصصی زنان در دوره پهلوی اول منتشر شد و فزونی جراید محلی زنان از ویژگی های این دوره محسوب می شود.( ببران: 1381)
در مورد فعالیت های مطبوعاتی و تشکیلاتی زنان در این دوره باید اشاره کرد که اگرچه دولت حامی تشکیلاتی بود که زیرنظر افراد معتمد حکومت فعایت می کردند، اما فعالیت مستقل زنان چندان میسر نبود.
وضعیت آموزش زنان و دختران
با تصویب قانون معارف اجباری در دوره‌ دوم مجلس در 1290 ه.ش، آموزش دختران به طور رسمی جزء مسئولیت های دولت شد و حکومت رضاشاه به گسترش نقش دولت در اجرای آموزش دختران و زنان ادامه داد. در سال 1291 ه.ش فقط سه دختر فارغ التحصیل دوره شش ساله‌ ابتدایی بودند. در حالی که در سال 1320ه.ش تعداد دختران فارغ التحصیل شش ساله‌ ابتدایی به 5667 نفر رسید.
رضاشاه درهای مدارس، دانشگاه ها، ادارات دولتی و به طور کلی عرصه اجتماع را به روی زنان گشود و از این منظر تعداد تحصیل کردگان و شاغلان زن در اجتماع با دوره قاجار به هیچ روی قابل مقایسه نیست، اما از سوی دیگر کشف حجاب اجباری موجب خانه نشینی زنان سنتی و مذهبی جامعه شد. از سوی دیگر هرچند اصلاح قوانین خانواده از جمله ازدواج و طلاق و نظیر آن تا حدودی به بهبود وضعیت زنان یاری رساند، به عنوان مثال براساس قانون مصوب بيست‌ و يكم تير 1310 ه.ش زنان اجازه يافتند در موارد خاصی درخواست طلاق نمايند،( آوری: 1371) اما هنوز تا احقاق حقوق زنان راهی دراز در پیش بود، به ویژه این که این اصلاحات صرفاً حوزه اجتماعی را در بر می گرفت و در عرصه سیاسی تقریباً هیچ تغییری در وضعیت زنان ایجاد نشد. زنان همچنان از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم بودند و پست های مهم سیاسی هیچ گاه در اختیار زنان قرار نگرفت.
منابع
1. حمید هوشنگی، کشف حجاب و تجدد اجباری، ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر، سال هفتم، شماره 76-75، آذر و دی 1387، ص 11
2. افسانه نجم آبادی، اقتدار و نمایندگی، بازبینی فعالیت های زنان در دوره رضاشاه، گفتگو، ص 129- 128
3. هوشنگی، همان، ص 11
4. محمد رضا عزیزی یگانه، زمینه های ادبی و فرهنگی کشف حجاب در ایران، شعر مخالفان و موافقان، مجله جامعه شناسی ایران، دوره دهم، شماره 1، بهار 1388، صص137-99
5. اسماعیل رائین، واقعه گوهر شاد به روایت دیگر، تهران: رائین، 1379
6. حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد 6، چاپ اول، تهران: علمی، 1362، ص 261
7. مکی، همان، صص 259- 258
8. بدرالملوک بامداد. هدف پرورش زن. تهران، نشريات شرکت مطبوعات، 1318،‌ ص52
9. بدر الملوک بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفید، تهران، 1347، ص 48
10. مریم فتحی، کانون بانوان، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ اول، 1383، ص 131-130
11. بامداد، همان، ص 88-94
12. فتحی، همان، ص 86
13. محمد صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، جلد 1، اصفهان: انتشارات کمال، 1363، ص 170
14. صدر هاشمی، همان، ص 23
15. صدر هاشمی، همان، ص 3
16. صدیقه ببران، نشریات‌ ویژه‌ زنان‌: سیر تاریخی‌ نشریات‌ زنان‌ در ایران‌ معاصر ، تهران‌، 1381‌، ص 90- 85
17. پيتر آوری، تاريخ معاصر ايران از تاسيس سلسله پهلوی تا كودتای 28 مرداد، ترجمه: محمد رفيعی مهرآبادی، تهران، عطايی، چاپ دوم، 1371، ص 58


بروز رسانی : 1393-12-23 | بازدید : 764

دانلود فایل
روش تجزيه و تحليل داده ها
دفعات مشاهده (4911)
تعريف واژه ها واصطلاحات
دفعات مشاهده (3133)
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر عنوان پايان‌نامه بررسی و تحلیل مفاهیم غالب در نقاشی اکسپرسیونیسمی معاصر ایران دهه 70 و 80
دفعات مشاهده (3033)
محدوديت هاي پژوهش
دفعات مشاهده (2394)
رابطه¬ی بین هیجان خواهی و بهزیستی معنوی با اضطراب مرگ بیماران همودیالیزی
دفعات مشاهده (2266)
مدلسازی و حل مسئله دو هدفه (مکانیابی – تخصیص ) در یک زنجیره تامین چند سطحی با رویکرد تصادفی پوروپوزال وپایان نامه
دفعات مشاهده (1883)
شعر مقاومت در ادبیات ایران و فلسطین
دفعات مشاهده (1651)
میزان تأثیر اتوماسیون اداری بر عملکرد کارکنان
دفعات مشاهده (1550)
مدیریت بیوریتم
دفعات مشاهده (1479)
مسئولیت مدنی دولت در قبال حوادث غیر مترقبه
دفعات مشاهده (1365)
بر رسی ویژ گی های شعر معاصر عرب و شعر فارسی
دفعات مشاهده (1281)
جایگاه نماد و اسطوره در شعر معاصر عرب
دفعات مشاهده (1232)
مؤثرترین روش ها در جلوگیری از میکرو لیکیج کرونالی
دفعات مشاهده (1105)
موسسه حقوقی مدبران
دفعات مشاهده (1056)
پروژه کارشناسی حل معادله دیفرانسیل رفتار نانوتیر تحت اثر جذب کاسیمیر به روش هموتوپی
دفعات مشاهده (1020)
انواع متغیرهای پژوهش
دفعات مشاهده (875)
تاثیر عصاره آبی الکلی گیاه بابونه بر محور همورمونی هیپوفیز
دفعات مشاهده (837)
سنتز بيس چالکون های بر پايه 5،´5 متيلن بيس (2-هيدروکسی بنزآلدهيد) و بررسی خواص ضد باکتری آنها
دفعات مشاهده (829)
حضانت طفل در فقه و حقوق ایران و مقایسه آن با حقوق انگلیس
دفعات مشاهده (825)
بررسی رابطه دین و روانشناسی از دیدگاه غرب با دیدگاه تربیتی قرآن
دفعات مشاهده (796)
نام و نام خانوادگی
ایمیل شما
تلفن تماس شما
پیام شما
 
   
تبلیغات