بررسی رابطه دین و روانشناسی از دیدگاه غرب با دیدگاه تربیتی قرآن


به تام خدا










روان شناسی و دین:
مقدمه
انسان همواره به دنبال سلامت جسمی وروانی است واز نگرانی ها وناراحتی ها ی روحی وروانی گریزان ودر پی منبع اطمینان وآرامش است.همه این مشکلات نشان می دهد برای تأمین سلامت جسمی وروانی افراد باید به دستورهای آفریننده انسان وکسی که به مشکلات و نیازهای انسان آشناست ،عمل نمود.
امروزه علی رغم افزایش امکانات وفناوریهای مختلف ودسترسی به رفاه بیشتر،روز به روز بر دامنه مشکلات روانی وجسمی افراد در جوامع مختلف افزوده می شود.این امر باعث شده تا افراد غربی رویکرد خود را نسبتب به دین تغییر دهند . وهر روز اخبار متفاوت ومتعددی از گزارش روز افزون غربی ها و دیگر جوامع از نظر رویکرد دین و معنویت شنیده می شود.در امریکا،کانادا،اروپا و...مردم اینک در یافته اند که برای داشتن سلامت جسمی و روحی چیزی بیش از رفاه مادی و آسایش ناشی از ماشینیزم لازم است. ما به جرات می توانیم بگوییم که در سطح جهان هیچ گونه پژوهش و کار علمی انجام شده درباره تاثیر منفی دین نداریم اما موارد عکس آن، یعنی تاثیرات مثبت دین را به وفر داریم که این پژوهش ها در حال توسعه نیز می باشند.
مدت هاست که مذهب وپزشکی، در پاسخ به بیماری و مرگ با یکدیگر آمیخته شده اند.در اغلب جوامع شفا دهندگان پیش مدرن،شخصیت های مذهبی بودند.قربانی،زیارت،دعا وتسکین معنوی،به صورت متداول برای بسیاری از بیماری های جسمی توصیه شدند.یک عقیده مشترک در همه فرهنگ های قدیمی این بود که بیماری نتیجه زیر پاگذاشتن معیارهای اخلاقی یامذهبی است.

درتعریف تربیت آورده اند : پرورش دادن و استعدادهای درونی ( بالقوه ) رابه فعلیت رساندن یاتحول کیفی انسان به سوی کمال ورش يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( ۲۱ بقره )
ای مردم ! پروردگارتان که شما و پیشینیان شماراآفرید پرستش کنید تااهل تقوا باشید د نظام‌هاي تربيتي موجود در عالم به مراتب از خود علم تعليم و تربيت جوان‌ترند.
علم تعليم و تربيت اسلامي
تعليم و تربيت جديد، همانند ديگر علوم انساني، بيشتر در قرون اخير، به خصوص در قرن بيستم، دچار تحول و دگرگوني و رشد بوده است. امّا در اسلام و منابع اسلامي به تربيت به معناي عام آن از همان ابتداي ظهور اين دين مقدس الهي اهميت فوق العاده‌ايدادهشدهاست.
انسان موضوع تربيت و يكي از اساسي‌ترين موضوعات مطالعاتي اين علم محسوب مي‌شود. چرا كه تربيت را «فراهم آوردن زمينه براي پرورش دادن و به فعليت رساندن تمام استعدادهايي مي‌داند كه خداوند بالقوه در نهاد او به وديعت نهاده است.» اين انسان تنها به وسيلة كسي مي‌تواند به درستي شناسانده شود و سپس تربيت گردد كه خود خالق اوست. لذا بهترين منبع مطالعة انسان و علم انسان شناسي، منابع متصل به وحي الهي، يعني قرآن و روايات مي‌باشد. در منابع اسلامي به اين نكتة مهم تذكر داده شد كه زمام تربيت انسان بايد به دست كسي باشد كه از رمز و راز او و زواياي آشكار و پنهان و ابعاد مختلف وجودي‌اش، حتي از خود آدمي آگاه‌تر است. كسي كه گل وجودش را سرشته، خمير ماية فطرتش را به دست خويش آفريده باشد، در آن از روح خود دميده،عقل، ‌عاطفه، وجدان و معنويت خواهي را در ذاتش نهاده و هميشه با او مي‌باشد كه: و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد.
در منابع اسلامي آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبياء الهي ـ عليهم السّلام ـ شمرده شده است، تربيت انسان و انسان سازي و به فعليت رساندن تمام گنجينه‌ها و استعدادهاي نهفته در درون وي بوده است هدف از آفرينش انسان و تربيت او جز اين نمي‌تواند باشد. اتفاقاً در قرآن خداوند نيز به عنوان مربي انسان معرفي شدهاست
ارتباطعلم تربيت با قرآن
دقت در ابعاد مختلف تربيت، به خصوص در بعد اهداف، مباني، اصول روش‌ها و... و اهميتي كه در دين مقدس اسلام به اين امور در زمينة مسائل تربيتي داده شده است، مسئوليت صاحب نظران مسلمان تعليم و تربيت را دو چندان كرده است. مربيان متعهد و مسلمان هميشه به اين مهم مي‌انديشند كه، در مقابل تفكر سكولاريسم (Secularism)، در تمام زمينه‌ها از جمله در تعليم و تربيت كمتر مبحثي است كه براي تكميل كردن آن نيازي به قرآن و سنت نباشد. آنها در مقام مبارزة جدي با تعليم و تربيت سكولار (secular Education)، كه اساساً منابع اسلامي حتي قرآن را منبع مناسبي براي مطالعه در اين زمينه‌ها نمي‌دانند، به اين فكر افتاده‌اند تا از اين منابع غني كه به خصوص در زمينة تربيت انسان حرف آخر را زده‌اند، بيش از گذشته بهره ببرند. ا
( اما درتفکر اروپایی وروانشناسان معاصر دین و وران شناسی با این که ممکن است چنین به نظر آید که دو قلمرو متفاوت و جدای از هم می باشند، ولی هم تاریخ طولانی مشترک با هم دارند و هم موضوعات و مسائلشان مشترک و واحداند. موضوع هر دوی آنها انسان بوده و هدف و غایت هر دو سلامت، سعادت و فلاح و رستگاری انسان است. و هر دو برای رسیدن به این فلاح و رستگاری دستورالعمل صادر کرده و تجویزاتی را توصیه می کنند. تاریخ دین، مطمئناً به اندازه خود بشر قدمت دارد؛ در حالی که روان شناسی معاصر پدیده نسبتاً جدید است. این نوشتار، ریشه های روان شناسی را در دین، و ظهور آن را به عنوان یک رشته اصلی مجزای از دین بررسی کرده و درباره رابطه مناسب بین این دو، یعنی روان شناسی و دین به ویژه دین اسلام، پیشنهادهایی را مطرح می کند.
روان شناسی به عنوان علم توصیفی، تجویزی و تکنیکی
برای معلوم کردن چگونگی شکل گیری روان شناسی معاصر آن طور که در طول سال های ظهور یافته و هم چنین برای شناخت رابطه دین با روان شناسی، بهتر است روان شناسی را دارای سه کارکرد، به کارکردهای توصیفی، تجویزی و تکنیکی بدانیم.
جنبه توصیفی روان شناسی، عملکردهای روان انسانی را توضیح داده و تبیین می کند. توضیح پویاییی روان، شناخت رابطه و تاثیر سه عامل- اراده، ژن و محیط- در رفتار، از جمله مثال های معدودی از وظایف روان شناسی توصیفی اند. جنبه تجویزی روان شناسی، شامل توصیه ها و دستورالعمل هایی است که غرض از آنها ایجاد تغییر در شخصیت و تاثیر در بهداشت روانی است. این دستورالعمل ها شامل پیشنهادها و راهنمایی هایی به منظور تحصیل بهداشت روان، پیشگیری از بیماری ها و رهایی از اختلالات روانی می باشند. تحقیقات درباره چگونگی یک زندگی خوب و سالم، تمایز بین تفکر عقلانی و غیر عقلانی، چگونگی اداره مناسب و صحیح زندگی خانوادگی، روابط بین فردی مناسب و توصیه های خاص در مورد تربیت و آموزش کودک، مثال هایی از جنبه تجویزی روان شناسی هستند. همان طور که مشاهده می گردد در تمام این مثال ها یک امر مشترک وجود دارد و آن این که یا اشارتاً و با مؤکداً تجویز می شود انسان برای کسب مطلوب ترین مرتبه از بهداشت روان چگونه «باید» باشد و چه کاری «باید» انجام دهد.
سومین وجه روان شناسی که جنبه تکنیکی نام دارد، شامل اعمال و تمرین های خاص روان شناختی است که هدف از انجام آنها رسیدن به نتایج تجویز شده می باشد. فنون تغییر رفتار، شیوه های تغییر نگرش و باورهای شناختی، داروهای تغییر دهنده خلق و جریان ذهن و سطح انرژی، و هم چنین تکنیک های خاص روان درمانی به منظور کاهش استرس و افسردگی، از جمله مثالهایی از جنبه تکنیکی روان شناختی می باشند.
در حالی که جنبه های تجویزی روانشناختی به شدت ارزش محور بوده و جنبه های توصیفی رنگ و بوی قصاوت های ارزش را دارند، جنبه های تکنیکی کمتر ارزش مدار هستند. تکنیک ها، ابزارهای کاربردی هستند که می توان از آنهذ برای هر ارزش و هدفی استفاده کرد.در حالی که در مکتب قرآنی: عبادت درتقویت روح انسان نقش بسیار مهمی ایفا می کند قرآن می فرماید :
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدينَ (۹۸ حجر)
به تسبیح پروردگار بپرداز ودر برابر ذات پاکش سجده کن
در زندگی همیشه مشکلات وجود دارد دراین آیه خداوند به پیامبرش امر می کند که برای کسب نیرو وسعه صدر بیشتر دربرابر انبوه مشکلات به تسبیح پرردگار، به نیایش وسجده روی آورد . این مطلب نشانگر آن است که عبادت اثر عمیقی در تقویت روح وایمان آدمی دارد برترین مردم کسی است که به عبادت بلکه به معبود عشق بورزد و بابدن خود با ظاهر عبادت در ارتباط باشد و برای عبادت فارغ البال باشدچنین عبادتی پرورش تربیت به دنبال دارد در توصیف انسان نیز قرآن انسانها را به دو جور توصیف کرده است یک جا انسان را بالا برده است و تعریف و تکریم نموده تا جایی که انسان را در مقام خلیفه الله قرار داده که خدا در او روح دمیده است و از ملائکه خواسته که همه اور ا سجده کنند و در جاهای دیگر انسان را می کوبد و پایین می آورد و میگوید این انسان نمک خور نمکدان شکن است حریص است وقتی به نعمت می رسد همه را برای خود می خواهد و وقتی به بلا می رسد بی تابی می کند و خیلی ناسپاس است برای اینکه این اسنان چنین نشود نیاز به تربیت دارداگر تربیت شد خلیفه الله میشود و اگر تربیت نشد از هر حیوانی درنده تر و پست تر می شود و شرط انسانیتش در تربیت است .
مسئله تربیت و اصلاح انسان کار بزرگی است این همه ادیان و مذاهب در دنیا هستند و همه میگویند ما انسان را تربیت می کنیم و مکتب ما انسان ساز است اما نمیتوانند کاری بکنند چون بشر اسب و لاغ نیست که با یک من جو آرام شود بشر دریایی بی کران است این بشر ریشه اش در اعماق زمین و شاخه اش در عرش و آسمانه است و تنها خالق این انسان که خداست می تواند اور ا بسازد وتربیت کند و تربیت انسان کار هر کسی نیست .

روان شناسی از دین سرچشمه می گیرد.
روان شناسی در جنبه های تجویزی از دین نشأت می گیرد. دین از طریق تعالیم وحی الهی،ۀ بشر را در تمامی جنبه های زندگی روزمره هدایت می کند. رفتارها و نگرش هایی را توصیه می کند که به سلامتی، سعادت و با کمال نهایی منجر خواهد شد. با توجه به مترادف (هم معنا) بودن سلامتی و نیکی (خیر)، دین به انسان می آموزد که چگونگی در تمامی جنبه های زندگی سلامتی باشد. هم چنین، زندگی و عادت های شخصی، تعاملات میان فردی، روابط خانوادگی و کسب و کار را به انسان تعلیم می دهد؛ خلاصه این که انسان چگونه زندگی کند و حتی چگونه بمیرد.
البته خود وحی در جای خاصی، تعریف روشن و سیستماتیکی (مدون، منظم و طبقه بندی شده) از روح و روان انسان ارائه نمی دهد، بلکه ای تعریف باید به وسیله عالمان دین دین و متخصصین الهات استخراج شود. سیمای انسان سالم و کامل را می توان در وجود ÷یامبران و ذوات مقدس و معصومین (علیهم السلام) و مقربین درگاه خداوند سبحانه و تعالی مشاهده کرد و از روش و سیره زندگی و گفتار آنان بهره برد.
با ملاحظه این تکنیک، ابزاری برای رسیدن به اهداف می باشد، لذا دین فاقد تکنیک است. البته دین شامل اعمال و مناسک خاصی است که نباید با تکنیک اشتباه شود. از جمله این اعمال و مناسک با اهداف مقدس خود (قریب به پروردگار) ارتباط لاینفک دارند، و به دلیل همین ارتباط نمی توان از آنها برای اهداف دیگری استفاده کرد و در نتیجه آنها را به عنوان تکنیک شناخت.
روان شناسی، دین و فلسفه یونان
فیلسوفان یونانی در پی حیرت و جست و جویشان جهت یافتن تبیین های عقلانی برای همه مخلوقات، توجه خود را به انسان معطوف کردندو در آثار افلاطون و به ویژه در نوشته های ارسطو تلاش هایی را می توان سراغ گرفت که تصویری از جنبه های توصیفی و تجویزی انسان به دست داده اند. می توان گفت که یونانی ها، بذر روان شناسی معاصر را کاشته اند، از این حیث که آنان عدول و فاصله گیری از وی را به عنوان مبنای شناخت روان انسان مطرح کردند.
یونانی ها روح و روان و قوا و استعدهای آن را برا شناخت انسان مهم می دانستند. بعلاوه، به نظر می رسد که آنها حتی زندگی پس از مرگ را که در آن روح و روان افراد به نحوی قابل تشخیص است، تصدیق کردند. در ادیسه اثر کلاسیک یونانی هومر که معکس کننده تفکر یونانیان باستان است، آمده استک روح «آشیل» جنگ جویی که کشته شد، در «عالم زیرین به زندگی خود ادامه می دهد. یونانیان بدون تکیه بر وحی، اقدام به تحلیل، بررسی، توضیح و توصیف روح و روان انسان کردند. سقراط حکیم حدود چهار صد سال قبل از میلاد تاکید کرد که وسیله شناخت پدیده های عالم قوای عقلانی روان هستند، و حتی برای شناخت خود و روح و روان باید از همین قوا استفاده کرد. او کاملاً مطمئن بود که قوای عقلانی روان، ابزاری هستند که نه تنها سیوه های صحیح کسب و کار، و جنگید (موضوعات زندگی روزمره) را تعیین می کنند، بلکه مشخص کننده حقایق اخلاقی زندگی فردی و اجتماعی نیز می باشند ودیدگاه اصولی قرآن درمورد انسان ورابطه او باخداوند کاملتر وتأثیر پذیرتر است:. انسان موجودی است که بالاترین استعداد تکامل را دارد از نقطه عدم آغاز به حرکت کرده و به سوی بی نهایت همچنان پیش می رود.
عبادت مکتب عالی تربیت است. اندیشه انسان را بیدار و فکر اورا متوجه بی نهایت می سازد. گرد و غبار گناه و غفلت را از دل و جان می شوید و صفات عالی انسانی را در وجود او پرورش میدهد. به همین جهت ممکن نیست انسان در لحظه ای از زندگی از این مکتب تربیتی بی نیاز گردد.
قرآن می فرماید : وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ (حجر۹۹)
همواره او را بندگی کن تا یقین فرا رسد.
یعنی مهمترازعبادت ، استمرار آن است. استمرارعبادت برای آن است که هم از آسیب مستمر وسوسه و دسیسه ی اغوای شیطان رهایی حاصل شده و هم از فیض دایم و جاودانه الهی بهره گرفته شود قرآن می فرماید : وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ (حجر۹۹)
همواره او را بندگی کن تا یقین فرا رسد.
قرآن كلام وحي، كلام خداوند و كلام خالق انسان است. عام است و فراگير، كه در كليات و حتي بسياري از جزئيات حيات بشر به عالمانه‌ترين شيوه‌ها وارد شده است، «و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيءٍ و هديً و رحمةً و بشري للمسلمين» قرآن كتاب هدايت است. «ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين» و اين تنها هدف نزول رسالت قرآن و بعث پيامبران است و البته لازمة هدايت تربيت است. قرآن راه را مي‌نماياند، «ان الدين عندالله الاسلام».امّا به اين نيز بسنده نمي‌كندو با برترين شيوه‌ها و روش‌ها انسان را گام به گام در اين طريق راهنمايي مي‌كند. به او مي‌آموزد كه چگونه اين حيات مادي و معنوي را به حيات طيبة الهي بدل كند. در حقيقت قرآن هم مربي و هم هادي انسان است. وقتي از انسان سخن مي‌گويد، چنان از اسرار پر رمز و راز او پرده بر مي‌دارد كه هيچ انسان شناسي را ياراي چنان ادعايي نيست. او را با تمام جوانب و ابعاد، ويژگي‌هاي فطري، نقاط قوت و ضعف و توانمندي‌ها و استعدادهايش باز مي‌شناساند. روش‌ها و شيوه‌هاي تربيتي ارائه شده توسط قرآن بسيار متنوع است و كاربرد هر كدام از آنها به مقتضاي حكمت الهي، بر حسب موارد و شرايط و حالات افراد و گروه‌ها متفاوت مي‌باشد. توجه مستقيم خطابات قرآني و بقية كتب آسماني به انسان، نشان از توجه عميق و دقيق همة اديان الهي به ويژه اسلام به نفس انساني و ابعاد مختلف وجودي او است. توجه اسلام به ابعاد فردي انسان، اعم از بعد عاطفي (وجدان، اميال، غرايز، احساسات و...) عقلاني (خرد، دانش، شناخت، افكار، عقايد و...) رفتاري و نيازهاي زيستي، روحي، و رواني، عاطفي و... او، نشانگر اين اهميت است.
از آنجا كه دين ارائه شده توسط كتب آسماني و انبياء الهي، به ويژه قرآن و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، برنامه زندگي بشر مي‌باشد، پس منطقاً اين برنامه بايد بر تمام شئون زندگي او منطبق باشد. در قرآن و سنت براي انسان يك برنامه زندگي كاملاً منسجم و منظم طراحي شده است. به همين منظور تربيت در اسلام داراي راه و رسم منسجم و كاملي است. انسان براي بهره بردن از آن برنامة كامل، سالم و همه جانبه بايد تحت يك تربيت صحيح و البته فراگير به نحوي كه تمام طول عمر او همة جوانب و ابعاد انساني‌اش را دربرگيرد،باشد.
قبل از بيان نوع ارتباط علم تعليم و تربيت با قرآن، بهتر آن است تا مقصودمان از علم، تعليم و تربيت را بيان نماييم و سپس به اين مهم بپردازيم.
ودر مکتب ارسطو به پیروی و تبعیت از مطالب سقراط و با استفاده از قوه عقلانی خود به دنبال فهم و شناخت روان انسان برآمد. او در کتاب نفس به موضوعاتی پرداخته است که امروزه در روان شناسی معاصر رایج می باشد؛ مسائلی مانند: تفاوت های جنسی، وضعیت ذهن و روان در بیداری و خواب، فرایندهای حافظه و بازشناسی، عمل کرد حس ها و حتی اهمیت رویا.
در کتاب خطابه در حول و حوش حالات مختلف روان همچون عواطف, هیجانات و احساسات بحث می کند. و در کتاب اخلاق و سیاست با پرداختن به مسائل خویشتن داری و کف نفس و روابط میان فردی، جنبه های تجویزی و تکنیکی را به نوشته های توصیفی خود می افزاید.
با توجه به مطالب مذکور نتیجه حاصل می شود که یونانیان باستان روان شناسی توصیفی، تجویزی و تکنیکی را به دور از تإثیر دین و حیانی بنا نهادند.واما نظریه قرآن: قرآن روی خود خدا زیاد تکیه کرده است و می‏گوید خدا را یادتان نرود ما در جنجال زندگی چنان سرگرم شده‏ایم که خدا از یادمان رفته است خدا باید رد متن زندگیمان باشد همه چیز داریم جز یاد خدا باید در همه جا یاد و ذکر خدا نماییم تنها معبود و عشوق خداست جز خدا انسان را هیچ چیز نمیتواند سیر کند به هر چیز برسی سیر نمیشوی بشر امروز مطلوب اصلی را یادش رفته است و دنبال دنیای محدود افتاده در صورتی که جان ما سیر نمیش ود چون مطلوبش خداست و یک تشنه نا محدود است و جز خدای ناحمدود کسی سیرش نمیکند. تنها مکتبی که از حین تولد انسان (بلکه قبل از تولد) تا زمان وفات او برنامه زندگی ارائه کرده است، اسلام است. هیچ مکتبی در دنیا غیر از مکتب انبیا (که همه از یک منبع وحیانی سرچشمه گرفته اند)

فاصله گیری و روان شناسی از فلسفه یونانی و بازگشت آن به دین
با سقراط دولت شهرهای یونان و بروز جنگ در آسیای صغیر، نظریه های روان شناسی معاصر که توسط یونانیان ایجاد شده بود، به دست فراموشی سپرده شد تا این که دانشمندان اسلامی به خاطر بررسی و ارزش یابی متون یونانی به مطالعه، ترجمه و تعمق در آنها مبادرت ورزیدند. در نتیجه، تفکر یونانی در سرزمین های اسلامی رونق مجدد یافت. این احیا و رونق مجدد، در اروپای غربی و جنوبی گسترش پیدا کرد. بدین طریق تفکرات یونانی مورد توجه الهیون مسیحی قرار گرفت؛ آنها از این تفکرات برای ایجاد جنبه توصیفی روان شناسی استفاده کردند و آن را به جنبه تجویزی که در دین وجود داشت، افزودندودرمکتب اسلامی برگرفته از وحی وبه کمال رسیدن انسان است. به اعتقاد برخي از متخصصان تعليم و تربيت، بحران تربيتيوجود در جهان، به ويژه جهان اسلام، محصول جدايي غير منصفانه نظام تربيتي موجود از منابع اصيل وحياني است. آنها تنها راه نجات از اين بحران را، كه به معناي نجات بشريت به تمام معنا است، روي‌آوري مجدد به منبع لايزال الهي خصوصاً در حوزة تعليم و تربيت مي‌دا
همچنان كه گفته شد در علم تعليم و تربيت مباحث متعددي مطرح است كه قرآن منبع مطالعاتي بسيار خوبي در آن زمينه‌ها مي‌تواند باشد. مباحثي نظير: نظريه تربيت و نظام تربيتي.
نظريه پردازي: در ارائة نظرية تربيتي محوري‌ترين مباحث، مباني نظري مانند مباني انسان شناسي است. در اين بخش صاحب يك نظرية تربيتي بايد تبيين كند، انسان، كه موضوع و محور تربيت مي‌باشد، چيست و كيست؟ از كجا ريشه گرفته و پايانش به كجا مي‌انجامد؟ داراي چه ويژگي‌هايي است؟ چه نقاط قوت و ضعفي دارد؟ چه هدفي در آفرينش او در نظر بوده است؟ به چه منظور بايد تربيت شود؟
دین و روان شناسی، بعد از مدت کوتاهی در دوره یونان، در این دوره بار دیگر به هم پیوند خوردند. الهیون مسیحی قرن سیزده، همچون توماس اکویناس که روحانیونی فیلسوف بودند، برای فهمیدن ماهیت انسان زا قوه عقلانی استفاده می کردند. شاید بتوان گفت که آنها بیشتر نحله فیلسوفان را داشته اند تا نحله کشیشیان مسیحی را، زیرا برخی معتقدند آنها به جای این که از وی به عنوان مبنای مباحث فلسفی خود استفاده کنند از کتاب مقدس به عنوان ابزاری برای تایید تفکرات فلسفی خود بهره می جستند. علم تعليم و تربيت يا به تعبيري معروف‌تر علوم تربيتي، از جملة علوم بين رشته‌اي است. اين علم از مجموعه‌اي از علوم انساني و غير انساني از قبيل: تاريخ، اقتصاد، آمار، رياضيات، فيزيولوژي، روان شناسي، جامعه شناسي، انسان شناسي، مردم شناسي، و حتي فلسفه و هنر و... بهره مي‌برد. در حالی که فیلسوفان و روحانیون کلیسا درباره ماهیت انسان و کارکردهای روان مباحثه و مجادله می کردند، اروپا دست خوش تغییرات عمیق و خشونت آمیزی گردید. حکومت های سلطنتی سرنگون شدند و تازه به دوران رسیده ها بر تمامی فراسنه و انگلیس تسلط یافتند کلیسا به هم دستی در تزویر و نیرنگ های حکومتی سلطنتی متهم گشت و در پرتو رفتارهای افراطی با کپرنیک و گالیله، مخلف تحصیل آزاد و بی طرفانه علم و دانش تلقی شد. انقلاب صنعتی و تقسیم کار ور به افزایش، تغییری ناگهانی در هویت و ارزش ها به وجود آورد که بعدها دورکهایم نامید. در همان زمان فیلسوفان سکولار، در حال ایجاد روان شناسی توصیفی خود بودند. از جمله مباحث آنها این بود که آیا انسان آن طور که قدما فرض می کردند، ذاتاً خوب است؟ یا چنان که هابز قائل است، وضعیت طبیعی زندگی انسان بدون کنترل و نظارت جامعه برآن،ۀ منزوی، بدون کیفیت مناسب، کثیف و نامطبوع، حیوانی و کوتاه است؟با این که اثبات گرایی کنت، یعنی اصرار و تأکید او بر حذف تفکر عقلانی و دین به عنوان مبنا و شالوده علم و معرفت و اتکاء صرف برتجربه گرایی به عنوان روش و شیوه شناخت، مؤثر واقع شد، اما مخالفینی هم داشت. از جمله مخالفین نظریه اثبات گرایی، جامعه شناس معروف وبر می باشد. او معتقد است که هر چه قدر علم بر روش تجربی پایه گذاری شده باشد، نمی تواند فاقد دخالت ارزش های پژوهش گر خود باشد. ارزش های یک پژوهش گر علمی، به طرز گریز ناپذیری در دیگاه پژوهشی وی و در انتخاب موضوع تحقیق، نقش ایفا می کنند. بعلاوه به عقیده او لازم نیست علوم انسانی به الگوهای تجربی محدود گردد. او خاطر نشان کرد که انسان، به طرز جدایی ناپذیری ، با ارزش ها، نیات و اهداف که هیچ یک از آنها پدیده های قابل مشاهده به صورت تجربی و عینی نیستند، پیوند دارد .اما همیشه روان شناسی تربیت انسان درمکتب دینی موثر وآرامش بخش توصیف میکند آنچه غرب خودش را از آن محروم می کند تنها مکتبی که از حین تولد انسان (بلکه قبل از تولد) تا زمان وفات او برنامه زندگی ارائه کرده است، اسلام است. هیچ مکتبی در دنیا غیر از مکتب انبیا (که همه از یک منبع وحیانی سرچشمه گرفته اند) چنین خاصیت ندارد.

در مکاتب و رژیمهای غیر الهی به مسائل شخصی فرد توجهی نمی شود؛ اینکه در خانه او چه می گذرد، چه همسری بر می گزیند، غذای او حلال است یا حرام، عیش و نوش او، فساد او و... ابداً به این مسائل کاری ندارند ولی باید وقتی وارد اجتماع شد، نظم عمومی و مقرراتی را رعایت نماید. این مکاتب هیچ انگیزه ای برای تربیت انسانی مهذب و آسمانی ندارند. تربیت یک انسان کامل تنها در مکتبهای الهی یافت می شود.

اسلام است که برای انسان از بدو تولد تا زمانی که چهره در نقاب خاک می کشد، برنامه تربیتی ارائه کرده است. اینکه چه غذایی بخورد، با چه همسری ازدواج کند، درآمدش چگونه و از چه راهی باشد، دوستانش چگونه باشند و ... . تمام این برنامه ها و دستورات برای آنست که مکاتب الهی می خواهند به هر اندازه که مقدور است انسان کامل بسازند.















منابع
1-صادقیان،احمد(1377).قران بهداشت روان. قم- انتشار پژوهش های تفسیروعلوم قرآنی.
2-سارا فینو،ادوارد(1387).روانشناسی سلامت :ترجمه گروهی ازمترجمان؛زیرنظردکتر الهه میزایی.تهران-رشد.
3-ام وولف،دیوید(1386).روانشناسی دین.مترجمان محمد دهقانی.تهران-نشررشد.
4-کسروی،احمد(1378).راه رستگاری.تهران.
5-نمازی شاهرودی،علی (1378)اصول دین.تهران-نشرسعدی.
6-محمدی همدانی،سعید(1386).کشف اسراردرمانی وکشف بیست معجزه پزشکی درنماز.تهران-نگارنور.
7-ویر،رابرت(1374).جهان مذهبی ؛ادیان درجوامع امروز(جلداول).ترجمه دکترعبدالرحیم گواهی .دفترویرایش
8-نیک بخت نصرابادی،علیرضا(1377).استعانت ازقرآن کریم شفای جسمانی.تهران-نشرقبله.
9-هارتز،دکترگری(1387).معنویت وسلامت روان؛مترجمان امیرکامگار،عیسی جعفری.تهران-نشرروان.

























دانشگاه پیام نور واحد یاسوج

موضوع تحقیق:
آثار تربیتی تمثیلات قرآنی





پژوهشگر :
زینب موسوی سادات
شماره تماس
09171430881
Zn_mosavisadat@yhoo.com


چکیده
نگاهی اجمالی به مطالعات صورت گرفته بر روی مثال های قرآنی نشانگر آن است که محققین تا سده¬های پیشین غالباً از منظر ادبی و از جنبه های بلاغی به این موضوع نگریسته اند و بررسی ابعاد و جنبه های ترتیبی تمثیلات قران و نقش مؤثر آن در پرورش نفوس و هدایت انسان ها در آثار پیشینیان یا مغفول مانده و یا مورد مداقه جدی قرار نگرفته است.
در این مقاله تلاش گردیده تا از منظر تربیتی به این موضوع نگریسته نشود و آثار تربیتی مرتبت بر تمثیلات قرآن به طور اجمال مورد بررسی قرار گیرد.
قرآن در موارد فراوان به زبان حجاز در عصر رسالت سخن می گوید و از تشبیهات و تمثیلات آن زمان بهره می گیرد. در عین حال، کتابی جاودانه و برای تمام زمان ها و مکان ها است. این دو مطلب چگونه با هم قابل جمع است؟ برخی از صاحبنظران، به دلیل نکته اول، قرآن را بازتاب فرهنگ زمانه می دانند و نسبت به جاودانگی آن تردید می کنند، نویسنده در این گفتار، دو دیدگاه کلی در این زمینه بیان می دارد و آنها را نقد و بررسی می کند. همچنین نمونه هایی از بازتاب فرهنگ زمان در این تشبیه و تمثیل ها را می آورد، هدف قرآن را از اینگونه تشبیه ها توضیح می دهد، و نشان می دهد که طرح آنها با جاودانگی قرآن منافات ندارد.






فصل اول:
کلیات
- مقدمه
- بیان مسئله
- اهداف تحقیق
- ضرورت و اهمیت تحقیق
- تعریف نظری واژه ها
- تعریف عملیاتی
- سؤالات پژوهش
- فرضیه پژوهش

مقدمه:
یکی از ویژگی های انسان تربیت پذیری اوست که از آغاز پیدایش شروع شده و در طول تاریخ ادامه داشته و خواهد داشت. تعلیم و تربیت یک نشو و نمای مداوم انسانی است که نسل بزرگتر حاصل آموخته های و تجربه های خود و گذشتگان را به نسل کوچکتر منتقل می سازد (برومند، مهدی؛1380).
انسان پس از سلامت سخن از غلط و لحن به شاهد و مثل و کلمه سائره محتاج است. زیرا مثل به ضخامت منطق می افزاید. و جامه قبولی بر او می پوشاند و ارزش آن را در دل ها و شیرینی آن را در سینه ها زیاد می کند و دل ها را به حفظ آن می خواند و آن را در اوقات مذاکره هنگام صحبت و یا در میان مجادله و مباحث به کار می برد. (اسماعیلی، اسماعیل؛ 1408: 1988م).
استفاده از تشبیه و تمثیل از دیر زمان یکی از ساده ترین و مؤثرترین راه های تربیتی بوده است. لذا نویسندگان و گویندگان، برای آسان ساختن درک مطالب پیچیده و یا زیبایی کلام از تشبیه و تمثیل بهره برده و از این طریق، مقصود خویش را به مخاطب منتقل نموده و او را به اندیشه وا می دارند. (الفیاض، محمد جابر؛ 1415).
هر چند مثال¬های قرآنی از نظر کمی معدود و محدود هستند. اما با این حال می توان گفت اگر در این کتاب آسمانی جز این تمثیلات نغز و گهربار مطلب دیگری یافت نمی شد، همین مثال ها برای هدایت و تربیت نفوس شیری کافی بود، چرا که هر یک از تمثیلات قرآن بسان مشعل هایی فروزان و پرفروغ راه هدایت را به آدمی می نمایاند و او را از بیراهه ها باز می دارد و به همین دلیل محققان از مثل های قرآنی به «چراغ های قرآن» یاد نموده اند (فیروز آبادی، محمدبن یعقوب؛ 1976، ج1، ص 69).
تمثیل از جمله روش های توضیحی است که بیشترین کاربرد را در تمام فرهنگ و اکنون نیز در جوامع مختلف به عنوان یکی از شاخصه های فرهنگی محسوب می شود. (رضایی اصفهانی، محمدعلی).
امثال معانی را به صورت اشخاص تصویری می نماید چون پایدارتر می ماند. به خاطر اینکه ذهن با آن مثل¬ها از حواس کمک می گیرد و از اینجاست که منظور از مثل، تشبیه کردن پوشیده به آ شکار و غائب به شاهد می باشد. (محمدقاسمی، محمد، 1385).
بیان مسئله:
اکثریت بسیار چشمگیری مردم حتی عده فراوانی از رشد یافتگان مغزی و روانی علاقه شدیدی به نمودار ساختن حقایق معقول در صور و اشکال و نمودارهای محسوس دارند. (جعفری، محمدتقی).
علت این موضوع را می توان در نقش هنری مَثَل جستجو کرد. اگر چه نخستین مَثَل، تبعین، توضیح مطلب است ولی هر چه حکیمانه تر تنظیم یافته باشد در زیبایی و جذابیت کلام نیز می افزاید.
تمثیل نوعی مقایسه میان دو چیز است با این هدف که گویند. وقتی مخاطب خود را از درک سریع و مطمئن یک حقیقت عاجز می بیند با ذکر مَثَل و شبیه آن، ذهن وی را به سمت مطلب اصلی رهنمون می نماید. (قاسمی، محمد؛ 1385).
مثال: همواره یکی از موجزترین و مؤثرترین روش ها برای تأثیرگذاری بر افراد به شمار آمده است و در مواردی که سایر روش ها از بیان مراد عاجزند در مثالی راه را سهل و آسان نموده و در قالب الفاظی موجز و تشبیهی گویا معنا را به وضوح به مخاطب منتقل می سازد. (محمدجابر، الفیاض؛ 1415).
نقش مثال در توضیح و تفسیر مباحث نقش انکار ناپذیری است و به همین دلیل در تمامی علوم برای اثبات حقایق و روشن ساختن و نزدیک نمودن آنها به ذهن نیاز به آوردن مثال داریم و گاه یک مثال به جا و هماهنگ و منطق با مقصود به راحتی مطلب را برای همگان قابل فهم می سازد.
عبدالقاهر جرجانی از نقش شایان مثال های قرآنی و تأثیرات شگرف آن بر دل ها و اندیشه ها چنین یاد می کند:
آگاه باش که همه خردمندان اتفاق نظر دارند بر اینکه تمثیل آنجا که عقب معانی بیاید. بر آن معانی جامه شکوه می پوشاند و فضیلت می بخشد. پایگاه قدر معانی را بالا برده و آتش ان را می افزاید و نیروی آن را در تحریک جان ها دو چندان می کند، دل ها را به سوی ان معانی جلب می کند. و از اعمال دل بر آن معانی دقت و شور بر می انگیزد و طبایع را وارد می کند که بدان مهر ورزند. (جرجانی، عبدالقادر؛ 1374).
کلید واژه ها:
تمثیل، تربیت، تصدیف، تأثیرگذاری
هداف تحقیق:
اهداف کلی:
آثار تمثیلات قرآن بر تربیت

اهداف جزئی:
1) آثار تمثیلات قران بر تربیت
2) آثار تمثیلات قرآن در تربیت روحی
3) آثار تمثیلات قرآن بر تربیت رفتاری و افکار
ضرورت و اهمیت تحقیق:
آثار تربیتی تمثیلات قرآن و دیگر آیات بر حسب سطح بینش و دانش و کوشش مخاطبین و حالات روحی و میزان آمادگی آنها و مقتضیات زمانی و مکانی افراد کاملاً متفاوت است و همه انسان ها را از نظر نوع دریافت و میزان تأثیرپذیری از مثال های قرآن نمی توان در یک رتبه قرار داد. لذا یک مثال قرآنی را می توان در نظر گرفت که بر دو شنونده مختلف دو یا چند تأثیر متفاوت بر جای می گذارد، بلکه در یک شنونده نیز بر حسب حالات و روحیات مختلف وی در طول دوران حیاتش و نیز براساس میزان آمادگی روحی و شرایط زمانی و مکانی که در آن به سر می برد. آثار تربیتی گوناگونی ظهور و بروز می کند. (محمدقاسمی، حمید؛ 1385).
بنابراین با توجه به ابعاد و جنبه های تربیتی که تمثیلات قرآن در پرورش نفوس و هدایت انسان ها دارد. در این مقاله سعی می کنیم که از منظر تربیتی به این موضوع بپردازیم.
تعریف نظری واژه ها:
1) تمثیل: به معنای مقایسه میان دو چیز است و از واژه مثل گرفته شده که به معنای شبیه، صفت، حدیث، قصه و محبت و عبرت می باشد. (محمدجابر، فیاض؛ 1415).
2) تربیت: عبارت است از فراهم کردن زمینه ها برای شکوفا کردن و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه انسان به منظور حرکت تکاملی او به سوی هدف مطلوب منطبق بر اصولی معین و برنامه ریزی تنظیم و سنجید. (به لیترز؛ 1960).
تعریف عملیاتی:
منظور آثار تربیتی تمثیلات قرآن نمره ای است که فرد در آزمون خود ساخته به دست می آورد.
سؤالات پژوهش:
1) آیا تمثیلات قرآن بر ترتیب تأثیری دارد؟
2) آیا تمثیلات قرآن بر تربیت روحی افراد تأثیر دارد؟
3) آیا تمثیلات قرآن بر تربیت رفتاری و افکار تأثیری دارد؟
فرضیه پژوهش:
1- تمثیلات قران بر تربیت تأثیر معناداری دارد.
2- تمثیلات قرآن بر تربیت روحی افراد تأثیر معناداری دارد.
3- تمثیلات قرآن بر تربیت رفتاری و افکاری تأثیر معناداری دارد.

فصل دوم:
پیشینه تحقیق

- گسترده نظری
- ادبیات تحقیق








پیشینه تحقیق:
اساساً آثار تربیتی تمثیلات قرآن را نباید جدای از اهداف تربیتی آن به شمار آورد، چرا کع میان اهداف و آثار تربیتی مثال های قرآن ارتباط وثیقی به چشم می خورد و گاه یک مثال قرآن در حالی که اهداف تربیتی چندی را تعقیب می کند می تواند آثار گوناگون تربیتی را نیز به دنبال داشته باشد. اما چنان چه مراد از «اهداف» را تنها ابعاد نظری و اعتقادی بدانیم و مقصود از «آثار» را جنبه های عینی و عملی نماییم در این صورت می توان برای هر یک از تمثیلات قرآن اثر یا آثار تربیتی خاصی را جویا شد. (محمد قاسمی، محمد؛ 1385).

توضیح تمثیلات قرآن:
«مَثَل» در لغت به معنی مانند شبیه، حدیث، قصه، حجت، عبرت، علامت، قول مشهور میان مردم و... در اصطلاح، تشبیه حقایق عقلی به امور حسی و قابل لمس را گویند و جمع آن امثال است. مانند تشبیه «غیبت کردن» (مشبه) به «خوردن گوشت مرده برادر دینی» (مشبه به) که در قرآن به کار رفته است. در این «مَثَل» همانگونه که جای کنده شده بدن مرده پر نخواهد شد.
آبروی ریخته شده کسی هم که مورد غیبت قرار گرفته جبرانی ندارد، لذا احتمالاً وجه تشبیه «عدم قابلیت جبران است» (محمدجابر، الفیاض؛ 1415).


اقسام مَثَل و جایگاه مَثَل در قرآن:
در یک تقسیم بندی «مَثَل» گاهی عملی است و به زبان کردار بیان می شود و گاهی لفظی و به زبان گفتار، مثل های قرآن از نوع دوم است. در تقسیمی دیگر مَثَل ها نسبت به نتیجه آنها در قرآن و مخاطبین به سه قسم تقسیم می شوند:
1) مثل هایی که باعث تذکر و یادآوری می شود: «و یَضرِبُ اللهُ الأمثالً لِلناسِ لَعَلَهُم یَتَذَکرون» (خداوند برای مردم مثل هایی می زند، شاید متذکر شوند) (الثعالبی، أبو منصور؛ 1983).
2) مثل هایی که موجب تفکر می شود «ویلک الأمثالُ نَضَرَبُها اللناس لَعلَهُم یتفکرون» (ما این مثل ها را برای مردم بیان می کنیم، شاید اندیشه کنند). (الجرجانی، عبدالقادر؛ 1961م).
3) مثل هایی که باعث ادراک می شود «وَ یلک الأمثالُ نَضَربُها و ما بَهضلُها إلا العالمون»(ما این مثل ها را برای مردم می زنیم و لکن این مثل ها را جز اندیشمندان درک نمی کنند).
فلسفه و علت ذکر مثل در قرآن:
فلسفه مثل های قرآن، تنزل مسائل بلند و عمیق و بیان آنها در افق فکر مردم است و نقش مثال که هنر به حساب می آید. در توضیح مباحث انکارناپذیر است و هیچ علمی از آن بی نیاز نیست و در مباحث علمی، تربیتی، اجتماعی، اخلاقی و... از آن بهره می گیرند. (الیسوطی، عبدالرحمن؛ 1367).


اهمیت و فایده¬ی مثل:
اهمیت مثل در پیام اوست نه در بزرگی و کوچکی چیزی که به آن مثال زده می شود. از جمله آثار مَثَل:
1) حقایق پیچیده منطقی و عقلی و دور از دسترس را حسی و نزدیک می کند.
2) فهم مسائل را همگانی می کند.
3) درجه اطمینان را بالا می برد.
4) لجوجان را خاموش می سازد.
ویژگی های تمثیلات قرآنی:
بحث پیرامون ویژگی های تمثیلات قرآنی موضوعی است که نمی توان به تمام جوانب و راز و رمزهای آن پی برد، چرا که کتاب حق تعالی چشمه فیاضی است که حقایق آن پایان ناپذیر است و معدن ذی قیمتی است که افکار و محدود بشری به تمام جوانب و ذخایر بی بدیل ان دسترسی ندارد. (محمد قاسمی، محمد؛ 1382).
پاره ای از ویژگی ها و مشخصات تمثیلات قرآنی عبارتنداز:
1- جامعیت قرآن و گستردگی:
دقت و تأمل در مثال های قرآنی نشانگر آن است که دامنه تمثیلات قرآنی از جامعیت و وسعت بسیاری برخوردار است، به گونه¬ای که شامل اشخاص، اعمال، افکار و روحیات گوناگون بشر حوادث تاریخی مختلف و... می گردد و در هر یک از این امور نیز دقایق و حقایق فراوانی به چشم می خورد. گسترده تمثیلات قرآنی تمامی پهنه گیتی و مظاهر و جلوه های گوناگون طبیعت و انواع و اقسام انسان ها را با نگرش های مختلف، شامل می شود. (الجوزیه، ابن قیم؛ 1981).
مثال های قرآن کریم در بردارنده بسیاری از موضوعات (مادی و معنوی) و مسائل شریعت اسلامی است، مثال های از خداوند متعال و از یگانگی، قدرت و توانمندی و نور ذات اقدس الهی، از قرآن و فراز مندی آن و شب هایی که در برخی دل ها به واسطه آن پدید می آید، از دنیا و زینت هایش و فرجام و سرانجام آن، از آخرت و بهشت و دوزخ از آفرینش عیسی(ع) از رسول خدا(ص) و اصحاب آن حضرت و نوع رفتار آنها با یکدیگر و با دشمنانشان و ارتباطشان با خدا، از ایمان و کفر، نفاق و منافقان، شرک و مشرکان، کفر و کارفران، توحید و موحدان، انفاق و منفقان، غرور و مغروران، از خصایص و ویژگی های انسان و آنچه باعث خشنودی یا خشم خدای تعالی می گردد. و از طبیعت پیرامون آدمی و در مجموع گسترده ای از موضوعات مختلف که در قالب تمثیلات قرآنی به تصویر کشیده شده است (محمدجابر، فیاض؛ 1976).
قرآن کریم در تمثیلات خود از: مؤمن و کافر زنده و مرده، بند و مولی، انسان های کور و کر گنگ، عجوزه، عنکبوت، پشه، مگس، سگ، گورخر، شیر، دانه، باغ، آب، آتش، باد، خاکستر، باران، سوزن، رعد و برق، تاریکی و روشنایی و... یاد کرده است، که از جنبه می توان تمثیلات قرآنی را به نمایشگاهی تشبیه کرد که در آن از تمام مظاهر طبیعت و از جلوه های آفاق بیکران هستی، نمونه هایی چند را در معرض دید آدمی قرار داده و از این راه وی را به نعقل و اندیشه و پند گرفتن از این همه شگفتی ها فراخوانده است. (زرکشی، بدرالدین؛ 1408هـ، 1988م).
«و لقد ضربنا للناس فی هذا القرآن من کل شی لعلهم یتذکرون» (سوره زمر، آیه های 27و39)
ما برای مردم در این قرآن از هر نوع مثلی زدیم شاید متذکر شوند.
«تلک الدمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون» (سوره حشر، آیه های21 و59)
این مثال هایی است که برای مردم می زنیم. شاید در آن بیندشیند.
2- سهولت و قابل فهم بودن:
علومی که اکنون در دنیاست. چه علوم عقلی و چه علوم نقلی، هر یک در رشته های خاص تدوین شده و برای گروه مخصوصی سودمند است. همه کس زبان این علوم را نمی فهمند و از آن بهره مند نمی شوند، ولی کتابی که برای بشریت است. باید دو خصوصیت داشته باشد:
1. برای همه قابل فهم باشد.
2. برای همه سودمند باشد. (سبحانی، محمدجعفر؛ 1420)
خدای سبحان، قرآن کریم را چنین معرفی می کند:
«و لقد سیرنا القرآن للذکر فهل من مدّکر»(سوره قمر، آیه های 17 و54)
و قطعاً قرآن را برای پند آموزی، آسان کرده ایم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟
3. تمثیلات قرآن مخلوط به خرافات نیست، در حالی که مثل های عرب جاهای مملو از خرافات و امور باطل است. البته به کارگیری مثل های خرافی نی در عهد قدیم وجود دارد و برخی از محققان به مواد آن اشاره کرده اند.
4. تمثیلات قرآن دارای نکات عمیق است و شنونده را به فکر و تأهل در اطراف قضیه وادار می کند و همواره مخاطبانش می خواهند در این باره تأمل کنند:
«و تلک الأمثال نضر بها اللناس لعلهم ینفکرون» (سوره عنکبوت، آیه های 29 و 43)
5. تمثیلات قرآن با نزاکت و همراه با بیان نکات اخلاقی و تربیتی است، در حالی که حتی در کتاب های عهدین این مثال ها همراه با مسائل جنسی و خارج از نزاکت و منافی با قداست انبیاست (محمدجابر، فیاض).
اهمیت امثال:
بررسی اهمیت در بیان قرآن پژوهان، به ویژه در امر استنباط احکام امری بایسته است. یکی از کسانی که درباره مثل های قرآن سخن گفته و مسأله استفاده از آن را به عنوان حکم مطرح کرده شافعی (م 204هـ) است. وی در کتاب الرساله پس از اینکه آیاتی را صریحاً دلالت بر حکمی دارد بیان می کند لزوم آگاهی به خصوصیات احکام، مانند ناسخ و فرائض و ادب و ارشاد و اباحه را بیان می کند و می گوید: یکی از اموری که باید عالم به احکام بداند آشنایی با مثل با مثل هایی است که دلالت بر لزوم طاعت و نهی از معصیت می کند و مخاطب را به ترک غفلت و ازدیاد در نوافل و مستحب وا می دارد. (شافعی، الرساله/ 41).

مهمترین آثار تربیتی تمثیلات قرآن عبارتنداز:
1- تحول آفرینی و تأثیرگذاری عمیق بر دل ها:
یکی از رخساره های عظمت و شکوهمندی قرآن، نفوذ و تأثیر شگرفی است که بر دل های حق طبان و حقیقت جویان داشته و دارد، برخی از شاهکارهای فکری که از اندیشه و قلم بشر تراوش کرده است، احساسات و عواطف را تحت تأثیر قرار می دهند ولی نمی توانند مانند قرآن در اعماق روح انسان نفوذ کنند. (الجوزیه، ابن قیم؛ 1981م).
خداوند متعال تأثیر قرآن بر دل ها را در قالب تمثیلی ژرف و پرمحتوا ترسیم و تجسم نموده و می فرماید:
«لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لر آینه خاشعاً متصدّعا من خشیه الله و تلک الأمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون» (سوره حشر، آیه 21).
اگر این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم یقیناً آن کوه را از بیم خدا فروتن و از هم پاشیده می دیدی و این مثل ها را برای مردم می زنیم باشد که آنان بیندیشند.
تمثیلات قرآن که ریشه¬ای از رشحات اقیانوس بیکران این کتاب آسمانی هستند با ارائه تصاویر زنده و خارق العاده از صحنه های طبیعت و با ترسیم منظره¬هایی بدیع و خیره کننده از تمامی مظاهر و پدیده های هستی، آن هم در قالب الفاظی که همچون گوهرهایی درخشان به نیکویی و هنرمندی تراش خورده، هر بیننده و شنونده ای را که خطی از هنر و زیبایی برده باشد و الله و شیدا می نماید و او را به حوزه جاذبه خود کشیده و اندیشه او را تسخیر می کند. (محمدجابر، فیاض؛ 1981م).
اگر لجاجت ها و تعصبات و منازعات و مجادلات بیهوده انسان ها دریچه های دل آنها را بر حقایق و راه اصول ایشان را به هدایت سد نکرده بود تنها همین مثال بی الهام بخش و بیدارگر و عبرت آموز قرآن برای هدایت آنها و نجاتشان از گمراهی کافی بود (محمدجابر، فیاض؛ 1981م).
«و لقد صرفنا فی هذا القرآن للناس مِن کل مثل و کان الأنسان اکثر شیء جدلاً» (سوره کهف، آیه 54).
در این قرآن برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ولی انسان بیش از هر چیز سر جدل دارد.
از آنجا که هدف از تمثیل قرآنی تأثیر روانی بر مخاطب و زمینه سازی روحی او برای پذیرش حق و انکار باطل است. هر گاه شالی که در آن هدف مثبت و مطلوب است، عوامل جذب روحی مخاطب را با تصویرهای فنی زیبا در مثال تعبیه می کند و آنجا که هدف بازداشتن و منصرف کردن از باطل است با ایجاد تنفر و از مخاطب را به اعراض و ابزار انزجار می کشاند (الیسوطی، عبدالرحمن؛ 1367).
مثلاً در آیه الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمه طبیه کشجره طیبه (سوره ابراهیم، آیه 24 و 25).
طیبه ایمان به درختی پاک و مثمر تشبیه شده که خداوند باغبان اوست و صفای منظر آن دل رباست و آثار سودمند آن مدام تغذیه کنند، نیازمندان است.
اما در تصویری دیگر از افراد حریص دنیا پرست ارائه داشته: «مثله کمثل الکلب إن تحمل علیه یلهث اوتترکه یلهت» (سوره اعراف، آیه 176).
چنین شخصی را به تمثیل به سگ در بدترین حالاتش (که زبانش را بیرون آورده و دائماً در حال پارس کردن است) تحقیر می کند. این در نفس مستمع تأثیر می گذارد و او را از چنین انسانی متنفر می سازد.
جالب آن است که قرآن کریم به منظور جلب توجه مخاطبین و فراخواندن انها برای برقراری ارتباط با موضوع مورد تمثیل از تعابیر و واژه های ویژه ای استفاده نموده و از این راه گوش هوش مستمعین را به خود متوجه نموده و رشته های پیوند با دل های آنها را بر قرار ساخته است. نمونه هایی از این تعابیر که به منظور ایجاد رغبت و کشش درونی در شنوندگان در ابتدای برخی تمثیلات قرآنی به کار رفته چنین است:
آیا ندیده ای؟ اَلَم تَرَ (ابراهیم/ 24) گوش بسپارید، فاستمعوالهَ (سوره حج، آیه 73)
آیا یکی از شما دوست دارد؟ ایود احدکم (سوره بقره، آیه 266). بدانید که اعمواً (سوره حدید، آیه 67) و در مواردی چند تمام مثال در قالب یک یا چند سؤال مطرح گردیده و شنونده را نیز برای پاسخگویی تنها گذاشته تا وی از سودای دل خویش استغفار نماید و وجدان خود را برای پاسخگویی به مدد گیرد (الیسوطی، عبدالرحمن؛ 1367).
2- ایجاد نشاط و انبساط خاطر در دل ها:
انسان همانگونه که از نظر جسمانی و چهره ظاهری به اشکال مختلفی خلق شده¬اند از چهره های روحی گوناگون و استعدادهای متفاوت و روحیات مختلف نیز برخوردارند.
و کارخانه خلقت افراد را به یک شکل نساخته است، بلکه دست توانایی قادر متعال، تنوع را در خلقت جسمی و روحی بشر لحاظ فرموده «و قد خلقکم اطواراً» (سوره نوح، آیه 14)
همین امر سبب گردیده تا انسان ها همواره از یک نواختی بگریزد و خود را از قید و بند چارچوب های تنگ و کسل

بروز رسانی : 0000-00-00 | بازدید : 1141

دانلود فایل
روش تجزيه و تحليل داده ها
دفعات مشاهده (5513)
تعريف واژه ها واصطلاحات
دفعات مشاهده (4014)
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر عنوان پايان‌نامه بررسی و تحلیل مفاهیم غالب در نقاشی اکسپرسیونیسمی معاصر ایران دهه 70 و 80
دفعات مشاهده (3202)
محدوديت هاي پژوهش
دفعات مشاهده (2673)
رابطه¬ی بین هیجان خواهی و بهزیستی معنوی با اضطراب مرگ بیماران همودیالیزی
دفعات مشاهده (2571)
مدلسازی و حل مسئله دو هدفه (مکانیابی – تخصیص ) در یک زنجیره تامین چند سطحی با رویکرد تصادفی پوروپوزال وپایان نامه
دفعات مشاهده (1968)
میزان تأثیر اتوماسیون اداری بر عملکرد کارکنان
دفعات مشاهده (1878)
شعر مقاومت در ادبیات ایران و فلسطین
دفعات مشاهده (1826)
مدیریت بیوریتم
دفعات مشاهده (1765)
مسئولیت مدنی دولت در قبال حوادث غیر مترقبه
دفعات مشاهده (1465)
بر رسی ویژ گی های شعر معاصر عرب و شعر فارسی
دفعات مشاهده (1355)
موسسه حقوقی مدبران
دفعات مشاهده (1352)
جایگاه نماد و اسطوره در شعر معاصر عرب
دفعات مشاهده (1303)
مؤثرترین روش ها در جلوگیری از میکرو لیکیج کرونالی
دفعات مشاهده (1183)
بررسی رابطه دین و روانشناسی از دیدگاه غرب با دیدگاه تربیتی قرآن
دفعات مشاهده (1142)
پروژه کارشناسی حل معادله دیفرانسیل رفتار نانوتیر تحت اثر جذب کاسیمیر به روش هموتوپی
دفعات مشاهده (1081)
انواع متغیرهای پژوهش
دفعات مشاهده (1030)
حضانت طفل در فقه و حقوق ایران و مقایسه آن با حقوق انگلیس
دفعات مشاهده (878)
تعیین جامعه آماری حجم نمونه
دفعات مشاهده (876)
تاثیر عصاره آبی الکلی گیاه بابونه بر محور همورمونی هیپوفیز
دفعات مشاهده (875)
نام و نام خانوادگی
ایمیل شما
تلفن تماس شما
پیام شما
 
   
تبلیغات